خوی آباد سیتی free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
بعد از ۳ ماه اومدم نت... دو تا پست قبلی رو هم من ندادم کار کاره یکی از ... امروز فقط چند ساعت وقت داشتم پای رایانه بشینم نشستم و اومدم اینجا ببینم چه خبره ... واقعا معذرت خیلی اذیت شدین... دیگه معذرت خواهی هم تاثیری نداره ... توجه ...
وبلاگ موقتا مسدود است و در دست تعمیر ...
علتش هم اینه : من امسال باید ۱۰۰۰۰۰٪ وارد دانشگاه بشم و داررم بکوب می خونم ... باید صبر کنین تا بعد از هفت خوانی به نام کنکوووووووووووووووووووووووووووور ...
نمی گم قول می دم چون باور نمی کنین دیگه اما می گم بر میگردم بزودی ...
ببخشید شکل رو هم اشتباه زدم اینه :

به قول دوستان یک سال گذشت ... اما یه روز تموم می شه ... بر میگردم ...
راستی سال نو هم مبارک ...
دوستانی که کتابهای یلدا و کژال را میخوان به پست های قبل سر بزنند
اما در مورد کتاب ومشکلات ژیش اومده باعث تعخیر شده که تا یه ماه دیگه مشکلات کامل هل میشه
بابت تا خیر واقعا متا سفم .....
سحر خانم اینم از کتاب یلدا ....تو این پست میتونید کل داستانو بگیرید
http://bookha.persiangig.com/Yalda/Yalda.pdf
نزنید نا مردا ....
نه که خوبه اومدم ...اگه من نمی یومدم چی کار می خواستین بکنین ؟![]()
نه
خداییش ... ببخشید مشکلات پیش اومده با عث تاخیرم شد . من سعی میکنم تا اخر هفته کتابو بزارم
وجواب نظراتتونو حتما برارتو بزارم
بابت تاخیر متاسفم![]()
![]()
![]()
سلام :
امروز یکم حالم گرفته س از هر چی ایران و ایران بزرگا بدم اومده. انقدر یعنی یه مملکت می تونه گند باشه. یکی بخوره و یکی گرسنه. لعنت بر پدر مادرهایی که نمی تونن بچه هاشون رو برسن الکی نون خور اضافاه می کنن. دیروز یه چیزی دیدم که گریه در اومد .
این روزا شمال ماشاله می دونین چقدر سرده دیگه. بعد از ۱۲ سال برف اومده. طبق معمول برای رفع بیکاری تو پارک (شهرداری) نشسته بودیم. من و دو تا از رفیقام. روزانامه جام جم تپش ش رو داشتم می خوندم که یه دفعه یکی زد رو پام . نگاه کردم دیدم یه دختر کوچیک و تقریبا ۵ ساله س. من سه تا پیراهن و با کاپشن تنم بود داشتم می لرزیدم اما اون با اون سنش فقط یه پیراهن نازک و یا شال بزرگ و یه شلوار تنش بود. انگار اصلا احساس سرما نمی کرد. یه دعا زیارت عاشورا آورد جلوم گفت نمی خری؟
یعنی از خوشگلی این دختر بچه من هر چی بگم انگار یه چیزش رو جا گذاشتم. تا حالا موجودی رو انقدر خوشگل ندیده بودم. موهای طلایی و چشمایی سیاه سیاه. سفید پوست بود و خوشگل خوشگل.
گفتم : عمو سردت نیست. گفت : نه نیست. یکی میخری. گفتم : چرا نمی خرم. اما یه شرط داره. گفت : چی؟ گفتم : باید برا عمو یه شهر بخونی. گفت : باشه. دستشو گرفتم کنار خودم نشوندمش . احساس کردم داره می لرزه اما جلوی خودشو می گیره( لعنت بر پدر و مادر بی همه چیز) . کاپشنم رو در آوردم انداختم دورش. گفت : عمو خودت چی؟ گفتم : من گرممه تو داری می لرزی. گفت : مگه من سردمه. ( لعنت بر همه کس بی چیز کننده) .گفت : بخونم. گفتم : بخون. سردم شده بود عجیب.
خوند :
در شب بود که من می رفتم
به مدرسه خوشحال و سرحال بودم.
این همه نعمت بود،
به راه رسیدم.
سلام عمو،
شما قلقلکی هستید.
که این همه بود،
باز هم سلام.
که اینجا هستم.
یه لحظه تو دلم خنده م گرفت. گفتم چه بی معنی.پرسیدم ازش : عمو این شعر از کی بود ؟ کجا شنیدی؟
می دونین چی گفت : عمو خودم مین الان از خودم گفتم.
خدایی احساس کردم سوختم. سوختما.
ای خدا ... تا کی هست ... تموم بشو هم نیست ... همه ش میان و می رن ... نمی شه تحمل کرد ... چقدر می گن صبر کنین. چقدر آخه ... درست می شه... درست می شه ... درست می شه... من که نا امید شدم ... هرگز و هرگز و هرگز و هرگز آباد نمی شیم ...
شعرو بخونین .... حالا فکر می کنم می بینم چقدر معنی داره ....
بای.
سلام :
بابا گفتم داستان بگین بزارم اینا دیگه چی بود منم نفهمیدم ..
دستتون درد نکنه دیگه یعنی من گفتم یکشنبه شما باید بگین کدوم یکشنبه.
بعدا خوب با هم گرم گرفتینا. یه بار دیگه فحش بدین به من تنبیه تون می کنم ( تابولئه چیه دیگه ... آره آفرین ... قسمت نظرات رو کار یمی کنم که باید تایید بشه بعد نشون داده شه)
دو تا سوپرایز دارم که می خوام همه ی همه ی همه ی افراد دانلود کنن و بخونن و نظرشون رو بگن.
جدا می خوام نظرتون رو راجب هر دو تا شون بدونم.
امروز مطالبو دیدین. برا بهمن ماه اینطوری مطلب می زاریم . اینا پیش لرزه شه ... نظرتون رو راجب هر دوتاشون می خوام بدونم. بای.
اینم چند تا رمان باحال ... ببخشید اگه تکراری توشه .
داستان عشق ... نویسنده :صلاح الدین احمد لواسانی
مجموعه تمام داستان های کوتاه صمد بهرنگی
بره گمشده ... نویسنده : راعی
کافه رنسانس ... نویسنده : ساسان قهرمان
شاه سیاه پوشان ... نویسنده : هوشنگ گلشیری
بای.

اینم مجموعه کاملی که من از کتاب های گابریا گارسیا مارکز دارم ... اگه چیزی جا مونده ببخشید ... من ندارم.
(تو اینترنت این ها هست اما اینا همه لینکه مستقیمه و هیچ وقت هم فیلتر نیست)
کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد .
(اوا در گوبه اش- رویاهایم را می فروشم- یکی از روزها)
برای خوندن این دو داستان پایین برنامه ی زیر رو دانلود کنین .
راست کلیلک کنید و Save target aS را بزنید
( پس از وارد شدن صبر کنید تا گزینه ی دانلود بیاد)
هر کی موبایل داره حتما تو محرم دنیال زنگ های مذهبیه. سه سری ش رو اینجا میزارم دانلود کنین و دعا .
جواب نظرات و داستانا برا بهمن.
راستی یکی از دوستان به نام میترا جون داستان گندم رو برامون آماده کرده که اونو هم برای بهمن می زاریم. راستی معدل ۲۰ کین؟!!!!!!!!!
۱۸ زنگ موبایل ویژه محرم
خدا نگهدار.
""""فقــــــــــط مـــحمـــد صالح علا""""

نظر به اينكه عاشقان به يــار خود نميرسنــد
و يا تمام عمر را غريــب و خوار و بيكسنـــــــد
از روز افتتــاح عشـق؛تــــــــــــــــــاريخ 1/1/1
هميشه غصـه خوردهاند،هميشه گريه كردهاند
پس از هميــن دقيقه روز حكم منه به عاشقان
تعطيل دائم است عشق،كه ور بيفتد اين نشان
درستون رو خوب بخونین که بعد امتحان می ترکونیم .... وای اگه بدونین چه خبره درساتون همه معدلاتون ۲۰ میشه.
نه انگار خوب باهم جور شدید
بابا ی یادی هم از ما بکنید ....تا یاد ما می افتین ما رو نفرین می کنین ![]()
و در مورد الهه شرقی از هفته اینده منتظر کتاب باشید
سپاس گذارم .....علی آقا ۲![]()
![]()